تبلیغات
7700334

************************ *************************** [Cafe` Godo::???? ????]
 

Home|????? ????|?? ???? | Google Reader |°360 | Find Me | E-mail |????? |My Video|My Flickr

?تجمع مردم تبریز در واکنش به «فتنه»/وبلاگ عکاسی مردمک

?شوهر کشی ؛ تلاشی مقابل خشونت/رادیو زمانه

?آشنایی با دادا و سورئالیسم /سایت عکاسی

?فیلترینگ جدید!

?تاریخ‌نگار فكر آزادی:ویژه نامه درگذشت دکتر آدمیت/کارگزاران

?جنبش آغوش رایگان/زیگزاگ

?پخمه ای که هزار چهره داشت/زیگزاگ

?ایران و اسرائیل 'دارای منفی ترین وجهه جهانی' /بی بی سی

?روز جهانی کتاب کودک/بی بی سی

?تفسیر و تجربه ستم/رادیو زمانه

?سیاه نمایی علیه «چادر» ؛ اتهام مجله زنان/رادیو زمانه

?آکادمی فانتزی

?خلیج اسلامی!/ لینک از دنباله

[Archive]



Alert:????? ????? ????? ???? ???? ?? ???? ??? ?????? ???? ?? ???? ???????..??? 1386 ??????? ? ?? ???? ?????? ???? ???? ???? ? "?????" (366 ???) ????? ??? ???! ?? ??? ???? ???? ????? ?? ?? ?????? ?? ?????? ?????? ???? ?? ???? ?? ????? ????? ????? ?? ??? ???? (????? 24 ???? ???) ?????? ????..????? ???? ?? ??? ????? ?? ?? ????? ???? ? ???? ? ????? ??? ? ???? ? ???? ?? ????? ????? ?????? ?????!

 


 

 بی مایه ها

یکشنبه 25 فروردین 1387

اومانیست

بی مایه اند آنهایی که
حریم واژگان را از آن خود می کنند

و چه شیطانی اند آنها که قداست واژگان را
در تاریکخانه ی وهم انگیز خود سلاخی میکنند

چه اندکند آنها که اقیانوس بی کران
واژه را در کام استکان قهوه مادربزرگشان می گنجانند

چه بی حضورند آنها که خلا معنا را "نباید" ها می جویند
و بی آنکه چیزی بر "بایدها" افزون کرده باشند

زندگی خود را سامان داده اند تا بگویند:
"زندگی بر وفق مراد است!"

بهار 87


,

[????????]

 

 ایرانم...!

یکشنبه 25 فروردین 1387

اومانیست

دهقان فداکار پیر شده
چوپان دروغگو عزیز شده
شنگول و منگول خودشان گرگ شده اند
کوکب خانم دیگر حوصله مهمان ندارد
کبری تصمیم رفته بینی اش را عمل کند
حسنک گوسفندانش را فروخته و در یک شرکت آبدارچی شده
آرش کمانگیر معتاد شده
فرهاد از بیستون برگشته و با پرادو دختر بازی می کند
شیرین تن فروشی می کند
رستم و اسفندیار اسبشان را فروخته اند و با موتور کیف قاپی می کنند
سهراب ایدز دارد
سیاووش از یادها رفته است...
به راستی چه بر سر ایران آمده است؟

----

شب نامه:یه روز خوب  ؛ گزارش مصور خاکسپاری صمد سرداری نیا: خداحافظ صمد!


,

[????????]

 

 مردمک!

جمعه 23 فروردین 1387

اومانیست

این K-750 I ام برایم شده است مونس جان! هیچوقت و هیچوقت تنهایم نگذاشت...صرف نظر از «لنز» که تقریبا هر دو روز یکبار نو می شود مردمک هم بعد از ماه ها نو شد.

اولین آلبومم مربوط است به تجمع برخی از مردم تبریز در اعتراض به فیلم فتنه.با یکی ازدوستانم ، اتفاقی رفتیم برای عکاسی.گفته می شود این تجمع با سخنرانی به زبان انگلیسی در محکومیت فیلم فتنه و انزجار از خیرت والدرز همراه بوده است.

در جریان راه پیمایی نبودم.اما از قرار ، ایرنا ، اخباری را روی تلکس خود قرار داده است.


,

[????????]

 

 صمد سرداری نیا چهره در نقاب خاک کشید

جمعه 23 فروردین 1387

اومانیست

صمد سرداری نیا ، مورخ و محقق تاریخ معاصر آذربایجان چهره در نقاب خاک کشید.وی که در چند ماه اخیر از عارضه‌ی معده رنج می برد در بعد از ظهر22 فروردین به دیار باقی شتافت.

صمد سرداری نیا در21 اردیبهشت 1326 در محله امیره‌قیز تبریز به دنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات بدوی ،در سال 1346دانشگاه تبریز وارد شده و در سال 1350در مقطع کارشناسی تاریخ فارغ التحصیل شد.

وی پس از استخدام در صدا و سیما در رشته حقوق قضائی دانشگاه ملی تهران به تحصیل پرداخته و در سال 1357 فارغ التحصیل شد.

از آثار مهم وی می توان به مرکز غیبی تبریز، مشاهیر آذربایجان (2 جلد)، ایروان یک ایالت مسلمان نشین بود،قره باغ در گذر گاه ،قتل عام مسلمانان دو سوی ارس ،تبریز شهر اولین‌ها و سیری در تاریخ آذربایجان اشاره نمود.

----

گزارش مصور خاکسپاری: خداحافظ صمد!


,

[????????]

 

 تابوت های شیشه ای

سه شنبه 20 فروردین 1387

اومانیست

در حالیکه :

خدیجه مقدم بازداشت شده است + ، دوستان پلی تکنیکی مان همچنان در بازداشتند + ، هادی قابل یهویی(!) به لنگرود تبعید شد + ، ۳۰ دانشجوی شیراز به کمیته انضباطی احضار شده اند + ، چهار نشریه در همین ۴۸ ساعت گذشته توقیف شده است +، حسین موسویان به دوسال حبس تعلیقی محکوم شده است + ، تنها ۲۶ درصد واجدین شرایط در تهران در انتخابات پارلمان شرکت کرده اند + ، قیمت نفت به مرز ۱۵۰ دلار در بشکه رسیده + ، نرخ تورم 18 از مرز 18 درصد گذشته است + ، هزاران کارگر نیشکر هفت تپه اعتصاب کرده اند + ؛و...

امروز ، 20 فروردین را به جشن هسته ای نشستیم تا مشتمان با قدرتی هر چه تمامتر بر دهان یاوه گویان استکبار جهانی کوبیده شود.

بر همین اساس ، مشتی کاغذ پاره -چیزی که از سوی شورای امنیت سازمان ملل وضع می شود و فضای روانی یک کشور را به لحاظ امنیت سرمایه گذاری متشنج می کند و نام دیپلماتیک آن بیانیه تحریم است - برای "تضعیف روحیه انقلابی مردم ایران" صادر شده است تا رییس جمهور محترم خطاب به جهانیان بگوید:"..سرنوشت محتوم شما ذلت و خواری است..چون این سنت خداست"+


,

[????????]

 

 «فتنه» سیمای بنیادگرایی است

یکشنبه 18 فروردین 1387

اومانیست

اکران اینترنتی فیلم فتنه صرفنظر از محتوای فیلم و اینکه آیا واجد مولفه های یک «فیلم» بود ، شاید داغترین خبری بود که تعقیب آن از ماه ها قبل از اکرانش از سوی دولت های اسلامی و برخی دولت های اروپایی آغاز شده بود.

اقبال فتنه شاید در آن بود که حاشیه های جنجالی اش بیش از محتوایش در افکار عمومی چرخید و فیلمی که می شد پاسخی فرهنگی از سوی مدعیان «اسلام رحمانی» داده شود به عنوان یک پدیده مطرح شد و باور «اسلام فاشیستی» که در فتنه به آن دامن زده شد.چه آنکه فیلم قرار بود پیشتر در هلند اکران شود اما اکران آن با مخالفت فشارهای بین المللی لغو شد.

خیرت ویلدرس ، نماینده مجلس نمایندگان هلند در فیلم خود با گزینش آیاتی از قرآن ، به عنوان کتاب آسمانی مشترک و فصل الخطاب همه مسلمانان ، به آیاتی در آن اشاره کرده است که امنیت جهانی را به مخاطره می افکند.

ویلدرس در ابتدای فیلم با نمایش کاریکاتور حضرت محمد که در سال ۲۰۰۵ با واکنش های شدید مسمانان و جامعه بین الملل روبرو شد ضمن پخش آیاتی از قرآن که در آن به نابود کردن کافران و مشرکان اشاره شده است بخشی از بیانات چهره های افراطی مسلمان در اروپا را به تصویر می کشد.

هویت عموم این چهره ها برای عموم مخاطبان مجهول است اما به نظر می رسد این افراد از چهره های سرشناس بنیادگرایی در اروپا هستند و بر هویت اسلامی خود در برابر هویت غربی تاکید می ورزند.

در فتنه به مخاطب القا می شود که آنچه که به عنوان هویت اسلامی مطرح است چیزی جز تهدید آزادی های مدنی و تضییع حقوق شهروندان اروپایی نیست.

در بخشی از این فیلم اظهارات مقامات بلند پایه دولت ایران در خصوص تمدن اسلامی و سیر حاکمیت آن پخش می شود که یکی از آن ها اظهارات محمود احمدی نژاد در یکی از سفرهای استانی(احتمالا خراسان رضوی) است: تردید نکنید که اسلام همه جا را فتح خواهد کرد و همه قله های جهان را فتح خواهد کرد.

در این فیلم بارها و بارها دین اسلام به عنوان بهترین دین معرفی می شود و وعاظ بنیادگرا به الفاظی رکیک صاحبان سایر ادیان را ضمن تحقیر ، تهدید می کنند.در این فیلم از سوی بنیادگرایان اسلامی ادعا شده است که تنها دینی که «الله» قبول می کند «اسلام» است.

در بخشی از این فیلم بریده اهم جراید اروپا - به خصوص هلند- نمایش داده می شود که از اقدامات بنیادگرایان مسلمان علیه شهروندان اروپایی پرده بر می دارد.به عنوان مثال در بخشی از این فیلم از مورد آزار و اذیت قرار گرفتن افرادی که از اسلام خارج شده اند می پردازد.

شیوع قتل های ناموسی در جامعه مسلنان اروپا ، برخورد با مساله همجنس گرایی ، مخالفت با مکاتب مدرن حکومت مندی و..موارد است که به ادعای «فتنه» در جامعه مسلمان اروپا وجود دراد.

با این تفاسیر می توان دریافت که فیلم فتنه تنها بخشی از هویت شکل یافته تمدن چندین تکه اسلامی است که در سراسر جهان پراکنده شده است.با آنکه مقوله هویت اسلامی به عنوان یکی از مهمترین کرسی های دانشگاهی در غرب تدریس می شود اما به ادعای فتنه حضور سایه واری بر جامعه اروپا و غرب افکنده است و آینده لیبرال دمکراسی غرب را تهدید می کند.

با اینکه صبغه سیاسی زیادی در ساخت این فیلم وجود دارد اما به هر روی تصاویری است از واقعیتی محض از جهان اسلام که رنگ و بوی افراطی گرایی و بنیادگرایی گرفته است.

واکنشی که از سوی مسلمان برای فتنه عملی شد عموما به تحصن های اعتراض آمیز محدود شده است که احتمالا در برخی کشورها رنگ و بوی افراط گرایانه داشته است.

مسلمانان در این حرکت ها فیلم ویلدرس را یک فیلم «ضد قرآنی» قلمداد می کنند و مقامات کشورهای اسلامی آنرا باعث تحریک احساسات بیش از یک میلیارد مسلمان ارزیابی می کنند.

با آنکه این ادعا مساله ای در خور تامل و اعتناست و می توان نقدهایی بر ویلدرس گرفت نکته ای که در این میانه به ذهن خطور می کند این است:مسلمان بنیادگرا - آنگونه که حتی در فیلم نیز اشاره می شود - ازش های روادارانه و تساهل گرایانه ی زندگی اروپایی را نفی می کنند و به آنها خط و نشان های جدی می کشند.آنها را تهدید به مرگ می کنند و آرای خود را (که آرایی صد در صد ایدئولوژیک است) را به کرسی می نشانند.اما آیا ارائه تصویری به اصطلاح فیلم گونه از جامعه افراطی مسلمانی که چنین دورانی را سپری می کند باید پاسخی اینچنین بگیرد؟!


,

[????????]

 

 ۱۳ نوروز

سه شنبه 13 فروردین 1387

اومانیست

تبریزی ها ضرب الملثل جالبی در باره آب و هوای شهرشان دارند.می گویند:«آلتی آی قیش- آلتی آی قمیش!» یعنی شش ماه سرما و یخبندان و شش ماه علافی از وضع آب و هوا...مثال عینی اش امروز بود:روز ۱۳ فروردین.صبح هوا آنقدر ابری بود که من گفتم صد در صد باران می بارد.

کمی که گذشت چنان بادی وزید که فکر می کنم همه گرد و غبار شهر را که در طول خانه تکانی شهری جا مانده بود را به هوا برد.بعدش آفتاب در آمد.آفتابی که اگر ۵-۶ دقیقه زیرش می ایستادی کله ات داغ می کرد...آخرش هم باران زد!

باری ؛ ۱۳ نوروز مان را رحل اقامت گستراندیم در حاشیه «سد ونیار».با همان آب و هوایی که مصداقش ذکر شد.از چشم هایم نزدیک یک کاسه گرد و خاک استخراج کردم!

این عکس ها را از آنجا گرفتم..جایی که تا چند سال پیش جزو خلوت ترین و کم شناخته ترین کمپ های تبریز بود و امروز به یکی از پرجمعیت ترین کمپ ها بدل شد.طبیعت خشن ، کوهستانی و نچسب آذربایجان.

پ.ن:Exotic برگشت به وبلاگ نویسی..شک نداشتم که بر می گردد.وبلاگ نویسی برای اهلش مهره مار دارد!

پ.ن:«فتنه»را دیدم..اصلا ارزش اینهمه جار و جنجال ندارد.

پ.ن:سالنامه جنبش دانشجویی ۱۳۸۶


,

[????????]

 

 ۱۲ فروردین

یکشنبه 11 فروردین 1387

اومانیست

بعد از سقوط رژیم پهلوی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷و آغاز به کار دولت موقت مهندس مهدی بازرگان ، که در نتیجه انقلاب ضد سلطنتی به وقوع پیوسته بود مقرر شد به منظور تثبیت جایگاه نظام انقلابی رفراندومی به همین منظور شکل بگیرد.

کلیه انقلابیون اعم از مارکسیست ها ،چپ های مذهبی ،فعالان قومی ، ملی گراها و درانتخاباتی شرکت کردند که باید ضمن «نه» گفتن به رژیم سلطنتی رژیم دلخواه خود را انتخاب می کردند ولی برگه سبز «آری» به جمهوی اسلامی را به صندوق ها ریختند.

این بود داستان ۱۲ فروردین ۵۸.روز جمهوری اسلامی..همین و بس!


,

[????????]

 

 آه اسفندیار مغموم!

چهارشنبه 7 فروردین 1387

اومانیست

۱) سال نو مبارک...سال موش هم مبارک..سال نوآوری و شکوفایی (+) هم مبارک..چه شود در این سال نوآوری..چه چیزها ببینیم با این جفت چشم هایمان! پیش بینی می شود رییس جمهور پارلمان را برای تبلور کلمه نوآوری حذف کرده با شورای راهبردی و چی چی استانداری ها یکی کند..قوه قضاییه هم بشود زیر مجموعه وزارت دادگستری..سپاه هم بشود مجموعه ای از وزارت دفاع..کلیه احزاب هم غیر قانونی اعلام شده و شاخه ای از رایحه خوش خدمت قلمداد شوند! نو آوری است دیگر..

۲) برگشتم..از سفری تقریبا ناخواسته...نمی دانم...هر اندازه به پیری نزدیک می شوم ، صدبرابر آنچه بودم از علایق اصیل جوانی فاصله می گیرم..یکی از آنها سفر است...البته سفر بدی نبود.اما..حوصله اش را نداشتم.به یک سکون نیار داشتم نه تحرک..شاید یک سکون ابدی.مثل همان سکونی که در گورستانها از آن خبری هست.درست مثل پارسال..(+)

۳) این ایرانسل هم ضمن اینکه کفرم را در طول این سفر درآورد خیلی هم حال داد..با سرویس اینترنتش هر روز ایمیل هایم را چک می کردم..همین!نمی دانم چند تا اس ام اس فرستادم و نرسید.چند تا هم اس ام اس دادند و نگرفتم...اما با اینهمه آرزوی پیشرفت ایرانسل را دارم.

۴) می دانی چیست؟..متاثر شدم..از آزاد نشدن دوستانمان از اوین در تحویل سال و بغضی عجیب گلویم را فشر..بغضی که با دیدن این عکس گلویم را فشرد.

۵) ناردین، بی خبر آمد عید را اینجا بود ..با خبر رفت..چقدر دلم برای حرفهایش تنگ شده است.کافی شاپ رفتن ها و درد دل کردن ها.و سارا..که دیگر نمی نویسد و از همه مهمتر «ر» که کابوس شبانه ام است..

۶) محض اطلاع کسانی که هنوز ضعیفه گفتن از کلامشان زمین نمی افتد! (+)

۷) اس ام اس یک دوست کم نظیر:«..من به فکر آزادی آن ماهی قرمزی هستم که در تنگ تو در بند است..»..خوشبختانه امسال ماهی قرمز نداشتم.


,

[????????]

 

 حرفی برای نگفتن

سه شنبه 28 اسفند 1386

اومانیست

خب دیگه سال داره نو میشه...منم باید مثل همیشه به وظیفه انسانی ام عمل کنم و بگم سال نو مبارک!

و آرزو بکنم همه چی نو بشه و تازه...و بگم:

صحنه* پیوسته به جاست
خرم آن نغمه مردم بسپارند بیاد

-------------

*:سوء برداشت نشود!


,

[????????]