تبلیغات
![]()
| ??????? ???? ????
![]()
Authors
[cb:post_author_name] ()
[cb:post_author_name] ()
[cb:post_author_name] ()
[cb:post_author_name] ()
Category
Monthly Archive
فروردین 1387 (12)
اسفند 1386 (10)
بهمن 1386 (10)
دی 1386 (4)
آذر 1386 (11)
آبان 1386 (12)
مهر 1386 (8)
شهریور 1386 (11)
مرداد 1386 (17)
تیر 1386 (11)
خرداد 1386 (9)
اردیبهشت 1386 (9)
فروردین 1386 (10)
اسفند 1385 (18)
بهمن 1385 (20)
دی 1385 (20)
آذر 1385 (19)
آبان 1385 (16)
مهر 1385 (17)
شهریور 1385 (24)
Last Posts
• مردمک!
• انتخاب
• ۱۳ نوروز
• تردید

Home|????? ????|?? ???? | Google Reader |°360 | Find Me | E-mail |????? |My Video|My Flickr
?تجمع مردم تبریز در واکنش به «فتنه»/وبلاگ عکاسی مردمک
?شوهر کشی ؛ تلاشی مقابل خشونت/رادیو زمانه
?آشنایی با دادا و سورئالیسم /سایت عکاسی
?تاریخنگار فكر آزادی:ویژه نامه درگذشت دکتر آدمیت/کارگزاران
?پخمه ای که هزار چهره داشت/زیگزاگ
?ایران و اسرائیل 'دارای منفی ترین وجهه جهانی' /بی بی سی
?تفسیر و تجربه ستم/رادیو زمانه
?سیاه نمایی علیه «چادر» ؛ اتهام مجله زنان/رادیو زمانه
Alert:????? ????? ????? ???? ???? ?? ???? ??? ?????? ???? ?? ???? ???????..??? 1386 ??????? ? ?? ???? ?????? ???? ???? ???? ? "?????" (366 ???) ????? ??? ???! ?? ??? ???? ???? ????? ?? ?? ?????? ?? ?????? ?????? ???? ?? ???? ?? ????? ????? ????? ?? ??? ???? (????? 24 ???? ???) ?????? ????..????? ???? ?? ??? ????? ?? ?? ????? ???? ? ???? ? ????? ??? ? ???? ? ???? ?? ????? ????? ?????? ?????!
۱) مطالعه ام کم شده است.اینرا خوب می دانم.تقریبا هر هفته یک کتاب جدید یای حتی قدیم می خرم و آنرا در انبار کتاب های دوست داشتنی ام آرشیو می کنم.خیلی هم هنر کنم ، چند صفحه از اولش را می خوانم. نمی دانم اشکال کار از کجاست. از «ایران بین دو انقلاب» آبراهامیان - که هدیه عزیزی است - تا چندی و چند فایل دارم که محتوایشان پر است از مقالات اینترنتی.از سخنرانی های گنجی در مجامع و دانشگاه های مختلف گرفته تا بیانیه های نیم بند دانشجویی.حتی مقالات تحلیلی از وضعیت مهاجران ایرانی و داستانهای کمیاب فارسی که عمده آنها بر می گردد به ادبیات مهاجرت. اینها را نمی گویم که شما را برای برای شبیخون زدن شبانه به اتاقم وسوسه کنم ! تا شما خطر درگیر شدنتان با من را در نیمه شب که عموما بیدارم را بر خود هموار کنید. اصولا بحث سر چیز دیگری است.یک استمداد است.یک طلب راهنمایی.یک کمک وبلاگی.یک مشاوره مجازی...مدتهاست کتابی را به پایان نبرده ام.بازخوانی چند کتاب از پائیلو کوئیلو را آغاز کرده ام.اما در همان ۲۰ - ۳۰ صفحه اولش درجا می زنم.بقیه کتاب ها که بهتر است حرفش رانزنم. مطالعه ام آنقدر کم شده که بعضی وقتها حرف برای زدن کم می آورم.یک مدتی بزرگترین افتخارم این بود که حرفهایم کنایاتی است جامعه شناسانه.اما حالا چه؟!!آنقدر کم می آورم که ترجیح می دهم دیگر حرفی نزنم. اما مشکل اساسی اینجاست که کم می خوانم و بسیار حرفم می زنم!البته آدم حراف و پرگویی نیستم.اما باورم این است که اگر حرف ها حرف حساب نباشد حرف نیست.جفنگیات است.خوب می دانم دانسته هایم قدیمی شده اند.مال ماه ها پیش. همیشه خدا هم بهانه اشته ام:درگیرم! درگیر کارهای انجمن اسلامی ، درگیر کار ،درگیر دانشگاه ، درگیر امتحانات ، درگیر کارهای NGO ها و ....اما یادم نمی آید یکبار به همه اینها بگویم که درگیر مطالعه ام! تا جایی که یادم می آید برای نازل ترین کارم که وبگردی باشد خیلی راحت از مطالعه دست کشیده ام.اما حافظه «منصور مظفر زرگنده ام»(!) چیزی از دست کشیدن از وبگردی های بی حاصل - که مطلوبترینش پینگ کردن لینک در لینکدونی وبلاگم باشد- به سود مطالعه صرف نظر نکرده ام. ۲) در مراسم روز دانشجو که در محل سازمان دانش آموختگان برگزار شد ، محسن آرمین هم آمده بود.قبلش در یک مراسم دانشجویی بود که از قرار خیلی بهش خوش نگذشته بود(!) بهمین خاطر کمی نا آرام بود. از انجا که خیلی به دانشجوها متلک می پراند که دانشجوها منفعل شده اند و فلان.من طاقت نیاورده ام و گفتم:«خوب!شما بفرمایید چکار کنیم؟دانشگاه حرف می زنیم چوب تعلیق را می کوبند توی سرمان.شانس بیاوریم توبیخ می شویم.اینجا هم که نشسته ایم حرف های شما را می شنویم.» جا خورد اساسی!چون در لابلای حرفهایم گذشته انقلابی اش را بیاد آوردم که امروزش رفرمیستی تند روست.همان سوالم هم باعث شد تا درد ورم کرده دانشجویان تحریمی دهان باز کند.دانشجویان هویت طلب کرد و ترک هم که آنجا بودند ناله هاشان به آسمان رفت.جوابش یک کلمه بود.پاسخی که بسیاری در درون خود نیشخندهایی نثار وی کردند:«مطالعه!» اما کلمه اش برایم یک ویرانی تمام عیار بود.ویرانی ای که به صدقش ایمان داشتم. ۳) تقویم کوچکی دارم که آنجا تصاویری هست از نویسندگان و فیلمسازان و شعرا و ..ایرانی و بین المللی با جملاتی از خوشان.هر از چندی هوس تورقش به سرم می زند.و هربار که تورقش می کنم انگیزش مطالعه در من احیا می شود.کاش این تقویم همیشه و همیشه کنارم بود و اکنونان مرا سرشار از حس غریبی می کرد که نامش برای هاله ای است از آگاهی:«مطالعه» پ.ن:امروز تولد وبلاگ سعید خان است...سعید جان تبریک!امیدوارم سالها بهترین باشی...
نمایش نامه هایی از نویسندگان نه چندان بنام ایرانی و انیرانی.