تبلیغات
![]()
| ??????? ???? ????
![]()
Authors
[cb:post_author_name] ()
[cb:post_author_name] ()
[cb:post_author_name] ()
[cb:post_author_name] ()
Category
Monthly Archive
فروردین 1387 (12)
اسفند 1386 (10)
بهمن 1386 (10)
دی 1386 (4)
آذر 1386 (11)
آبان 1386 (12)
مهر 1386 (8)
شهریور 1386 (11)
مرداد 1386 (17)
تیر 1386 (11)
خرداد 1386 (9)
اردیبهشت 1386 (9)
فروردین 1386 (10)
اسفند 1385 (18)
بهمن 1385 (20)
دی 1385 (20)
آذر 1385 (19)
آبان 1385 (16)
مهر 1385 (17)
شهریور 1385 (24)
Last Posts
• مردمک!
• انتخاب
• ۱۳ نوروز
• تردید

Home|????? ????|?? ???? | Google Reader |°360 | Find Me | E-mail |????? |My Video|My Flickr
?تجمع مردم تبریز در واکنش به «فتنه»/وبلاگ عکاسی مردمک
?شوهر کشی ؛ تلاشی مقابل خشونت/رادیو زمانه
?آشنایی با دادا و سورئالیسم /سایت عکاسی
?تاریخنگار فكر آزادی:ویژه نامه درگذشت دکتر آدمیت/کارگزاران
?پخمه ای که هزار چهره داشت/زیگزاگ
?ایران و اسرائیل 'دارای منفی ترین وجهه جهانی' /بی بی سی
?تفسیر و تجربه ستم/رادیو زمانه
?سیاه نمایی علیه «چادر» ؛ اتهام مجله زنان/رادیو زمانه
Alert:????? ????? ????? ???? ???? ?? ???? ??? ?????? ???? ?? ???? ???????..??? 1386 ??????? ? ?? ???? ?????? ???? ???? ???? ? "?????" (366 ???) ????? ??? ???! ?? ??? ???? ???? ????? ?? ?? ?????? ?? ?????? ?????? ???? ?? ???? ?? ????? ????? ????? ?? ??? ???? (????? 24 ???? ???) ?????? ????..????? ???? ?? ??? ????? ?? ?? ????? ???? ? ???? ? ????? ??? ? ???? ? ???? ?? ????? ????? ?????? ?????!
با تو ام ای عزیز دل برادر! بخواهی نخواهی در این مقطع از حضور تاریخی ات یا یک هنجار توتالتیره شده روبرو هستی..یک جورایی مجبوری بپذیری. البته من نمی خوام در اینا در این کافه که تو از زور بی حوصلگی و غرق شدن در توهمات خود ساخته اگزیستانسیالیسمانه ات به کافه پرت شده و یا امده ای بخواهم دری وری تحویلت بدهم اما برادر من و ایضا خواهر من تو چه بخواهی و چه نخواهی در استانه یک روز بزرگ هستی. روزی به بزرگی همه دک و پز دانشجویی ات.می رویم تا داشته باشیم یادمان روزی که سه تن از نمی خواهم سرت را درد بیاورم که این ها اسوه های ایمان بودند و چه و چه. که حالت در همه سال از هر چه کلمه مقدس ایمان و خداوند و امثال آن است بهم خورده. می خواهم رک و رو راست باهت حرف بزنم...درسث مثل دو تا آدم منطقی.دو تا آدم منطقی با دیدگاه های نیهیلیستی که خیلی متشخصانه آمده اند به یک کافی شاپ تا یک روز را بگذرانند. ببین!هر چی می خونی بخون...برام به عنوان یه دانشجو که مثل خودت زیر بار کلی مصیبت داره زندگیشو می کنه . اما می خوام برات یه چیزی بگم.اون سه نفر هر کی بودن و هر چی شدن یه کسی بودن از جنس خودت.کسایی بودن که به نخبگی خودشون افتخار می کردن اما غرورش رو یدک نمی کیدن. اونا به این باور رسیده بودن که دانش جو اند...دانش جو و نه دانش آموز...راستش را بخواهی برای من یکی کلی فرق هیست بین این دو تا کلمه.دانش آموز زورکی هم که شده یک دیپلم می گیرد و بعد احتمالا آبش را می خورد از سر کوزه. با آنکه دانشجو جماعت هم بعد از فارغ التحصیلی دنبال کار ست و می گردد و می گردد ولی به جایی نمی رسد اما او دنبال دانش می رود...دنبال دانش رفتن برای خودش شیرینی خاصی دارد.فکرش را بکنید ، لذت درس خواند در فرجه ها در کتابخانه دانشگاه چقدر می چسبد...اما شما در دبیرستانتان هر قدر هم دانش آموز زرنگی باشید هرگز نمی توانید معنی فرجه را درک کنید. دانشجو که شده اید با پای خودتان آمده اید دنبال علم و دانش که مثلا برای جامعه تان مفید واقع شوید! همه اینها را گفتم که بگویم دوست من !یار دبستانی من تو یک دانشگاهی هستی.کمی بیشتر از اطرافیانت از قضایا سرت می شود.درست است که آرمان گرایی و «شور جوانی» در سر داری اما دانشگاهی هستی. بد بختانه یا خوشبختانه رسالت سنگینی بر عهده داری.رسالتت آگاه سازی است.البته به شرطی که آگاه شده باشی.حرفهایم کم نیستند....این چند روزه را با من باش. خوب دیگه...بروم خودم را برای فرجه ها آماده کنم!!
برترین دانشگاهیان ایران در روزی این چنین در خون غلتیدند و و خون سرخ خود را در صحن مقس دانشگاه جاری ساختند.